تبليغاتX
عبرت
عبرت
دست نوشته
صبر خدا

 عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

همان یک لحظه اول ،

که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان ،

جهانرا با همه زیبایی و زشتی ،

بروی یکدیگر ویرانه می کردم.

 

***

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

که در همسایه  صدها گرسنه ،چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم،

نخستین نعره مستانه را خاموش آندم،

بر لب، پیمانه می کردم.

 

***

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

که میدیدم یکی عریان و لرزان ،دیگری پوشیده از صد جام رنگین ،

زمین وآسمان را

واژگون، مستانه می کردم.

 

***

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم.

نه طاعت می پذیرفتم ،

نه گوش از بهر استغفار این بیداد گرها تیز کرده ،

پاره پاره در کف زاهد نمایان ،

سبحه ،صد دانه می کردم .

 

***

عجب صبری خدا دارد!

اگر من جای او بودم .

بعرش کبریائی،با همه صبر خدائی،

تا که میدیدم عزیز نا بجائی،ناز بر یک ناروا گردیده خواری میفروشد ،

گردش این چرخ را

وارونه،بی صبرانه می کردم .

 

***

عجب صبری خد دارد !

اگر من جای او بودم .

که میدیدم مشوش عارف وعامی ،ز برق فتنه این علم عالم سوز مردم کش،

بجز اندیشه عشق ووفا ،معدوم هر فکری ،

در ایندنیای پر افسانه می کردم .

 

***

عجب صبری خد دارد !

اگر من جای او بودم .

همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و،تاب تماشای تمام زشتکاری های این مخلوق را دارد ،

وگرنه من جای او چو بودم،

یکنفس کی عادلانه سازشی ف

با جاهل و فرزان می کردم.

عجن صبری خدا دارد!عجب صبری خد دارد!

 

امیدوارم از این پست لذت برده باشید.

همتونو دوست دارم .

    پله پله تا ملا قات خدا
|+| نوشته شده توسط کاتیا در 28 Feb 2007 ساعت 9:7 AM |