تبليغاتX
عبرت

عبرت

دست نوشته

روزي ابو سعيد در بياباني به آسيابي رسيد.بر آسياب سلام كرد.سر به سجده نهادو تعظيم وتكريم

كرد.يارانش با شگفتي دليل اين كار را از او پرسيدند.ابوسعيد گفت او خصلت پيامبران رادارد.اول آنكه پاي

 بر زمين دارد و پيوسته در خود سفر مي كند.دوم آنكه درشت مي گيردو نرم تحويل مي دهد.كداميك از

 شما سخن درشتي را  مي شنويد و سخن لطيف باز مي گويد؟

راما كريشنا عارف كبير هندي مي گويد:

در شانزده سالگي خود را وقف زندگي روحاني كردم.

در ابتدا تلخ مي گريستم كه با وجود تمام زحماتم در معبد به هيچ نتيجه اي دست نيافته ام.

سال ها بعد شخصي از راما كريشنا درباره اين مرحله از زندگي اش سوال كرد.و راما كريشنا پاسخ داد:

اگري دزدي شبي را در تالاري بگذراندو فقط ديوار نازكي او را از اتاقي پر از طلا جا كند مي تواند بخوابد؟

مسلما نه تمام شب را بيدار مي ماند ونقشه مي كشد. وقتي جوان بودمخدا را مشتاقانه تر ازآن مي

 خواستم كه جوان طلا ها را مي خواهد و برا رسيدن به او بايد بزرگترين فضيلت سير و سلوك روحاني را

مي آموختم وآن چيزي نبود جز بردباري.!!

+ نوشته شده در  27 Jul 2009ساعت 1:39 PM  توسط کاتیا  | 

به آن زيبايي مي انديشم،

 كه زمان به فرا سو برد.

 به دنيايي كه هيچ چيز ديگر نمي شناسد،

 جايي كه همه چيز پاك است و ناب و نيكو،

 انسانها آرزومند آنكه يار يكديگر باشند.

 جايي كه كشف، خود راه و رسم زندگي است،

 هراسي از شكست در دل ها نيست.

 جايي كه خدا در وجود يكايك ما حضور دارد،

 براي همه حقيقت او آشكار است.

 به زماني مي انديشم رها از رنج،

 و جايي كه نوميدي به آن راه ندارد.

 جايي كه عشق معنايي پيوسته يافته است،

 تا انسانها را تا ابد به هم پيوند دهد.

 به آن مي انديشم كه روزي تمام اينها حقيقت يابند،

 و نيايشم اين است كه در همه اينها با تو سهيم باشم.

 

جووني  روزنائور

 

 

 

 

+ نوشته شده در  18 Jul 2009ساعت 10:9 PM  توسط کاتیا  |